طایفه قاسم اولادی خبر بافت

طایفه قاسم اولادی

این طایفه یکی از مهم ترین طوایف ایل افشار هم از نظر تعداد جمعیت و هم از نظر گستردگی مناطق قشلاق و ییلاق است. در گذشته تیره قاسم اولادی زیر مجموعه طایفه ی علی غزلو و بزرگترین تیره ی این طایفه محسوب می شده است. و رئیس یا بزرگ طایفه از بین افراد آن تیره انتخاب می شده است. طبق تاریخ شفاهی و گفته ی بزرگان قاسم اولادی یکی از بزرگان و رئیس طایفه علی غزلو؛ قاسم سلطان از تیره قاسم اولادی بوده و بعد از وی پسرش مسلم سلطان و پس از او نیز فرزندش حسن سلطان رئیس طایفه می شود. غنجعلی خان افشار ایل بیگی از نوادگان حسن سلطان است که در بخش طایفه علی غزلو شجره نامه و اسامی فرزندان و نوادگان مفصل توضیح داده شده است.

پورمراد در کتاب تاریخ و فرهنگ زبان ترکان کرمان می نویسد:« قبل از دوره ی پهلوی طایفه ی بزرگ الی غزلو شامل چندین تیره از جمله قاسم اولادی؛ صفی قلی اولادی؛ میرحبیبی؛ آقاجانلو؛ حاجیلو؛ فارسیمدان و احتمالا قره گزلو بوده است. امروزه تیره های این طایفه هر کدام طایفه ای جداگانه هستند.»

طبق سرشماری سال 1366 بیشترین جمعیت و بیشترین پراکندگی ییلاق و قشلاق در بین ایل افشار متعلق به طایفه قاسم اولادی بوده است. همچنین در سرشماری سال 1387 شمسی جمعیت طایفه قاسم اولادی 444 خانوار و 1206 نفر بوده است. که نسبت به سایر طوایف از محدوده ییلاق و قشلاق وسیعتر و جمعیت بیشتری برخوردار بوده است.

طبق سرشماری سال 1387 طایفه قاسم اولادی در شهرستان بافت دارای 129 خانوار و 618 نفر جمعیت بوده است. اما بیش از این تعداد خانوارهایی از آنان در شهرستان های دیگر استان سرشماری شده اند. ییلاق طایفه ی قاسم اولادی در شهرستان بافت کفه ی گزنجان خبر و مناطقی از هشون و نیز حسین آباد و چهارگنبد بلورد سیرجان بوده و قشلاقش اصلی آنان غرب ارزوئیه و منطقه باغات حاجی آباد است.

از تیره های مهم این طایفه خرّم؛ گرگینی؛ بیدشکی؛ جهانشاهی؛ امین اولادی؛ پورپسند و پسندی پور؛ و آقامیرلو قابل ذکر است.

از نام های خانوادگی معروف طایفه قاسم اولادی می توان به جهانشاهی؛ افشار جهانشاهی؛ جهانشاهی افشار؛ تدین؛ ایلخانی پور و تاج پور اشاره کرد.

مادر اینجانب نگارنده ی کتاب از طایفه قاسم اولادی افشار بودند و جد ایشان میرزاخان نام داشته است. میرزاخان دارای پنج پسر و دو دختر بوده که پسرانش ملاریحان؛ حمدالله؛ یدالله, عبدالله و کاکاجان بودند ملاریحان جهانشاهی افشار جد مادری اینجانب بوده و دارای یک دختر به نام گل افروز مادر نگارنده و دو پسر به نام های رحمت الله و مصیب بودند. ملاریحان هم مکتب دار بوده و آموزش و تعلیم قرآن را به بچه ها داشته و هم کاتب و یا به اصطلاح آن روز ملا بنویس یکی از خوانین به نام عوضقلی خان... در منطقه ی بیاض بوده است. وی املاک زیادی در منطقه گودال گوغر داشته است، بعد از کشته شدن عوضقلی خان به خبر مهاجرت کرده است و در روستای آب باد و دیخوئیه ساکن شده است وی در یکی از مسافرت ها که برای مبادله کالاهایی نظیر نخود و عدس و پیاز و غیره با خرما به روستاهای حاجی آباد می رود در همانجا بیمار شده و فوت می کند.

پسر دیگر میرزاخان حمدالله در جوانی فوت می کند و پسر دیگرش به نام عبدالله با فامیل قاسمی در روستای باغات حاجی آباد ساکن می شود. وی دارای شش پسر و یک دختر بوده است.

پسر دیگر وی یدالله نیز مدتی پس از ازدواج فوت می کند و از وی دختری به نام زینب به یادگار می ماند. کوچکترین پسرش کاکاجان بوده که در زمان دادن شناسنامه چون پدر و مادری نداشته مامور ثبت احوال فامیل «بی خویش» برای ایشان انتخاب می کند. از وی دو دختر به نام های فاطمه و کفایت یادگار مانده است.

طایفه قراغلانلو بافت

طایفه ی قراغُلانلو

این طایفه از قرامانلو و اصالتاً از ترکمن های روم هستند. ولی امروزه در بافت و خَبر در زمره ی طوایف ایل افشار شناخته و سرشماری می شوند. اسفندیارپور در کتاب تاریخ بافت ضمن بیان اسامی طوایف ایل افشار بیان می کند: « ایل افشار بجز موارد فوق طایفه های دیگری نیز دارد که اهمیت تاریخی دارند، مثل علی قزل لو، قرااغلانو و تکلّو.»

فامیل اکثر افراد این طایفه « ملکشاهی» است و تمرکز آن ها در دهستان خَبر، روستاهای احمدخانی، میدان، خاردان، باغزال، آب باد و رودپهن است.

قراغلانلوهای ساکن دهستان خبر بافت؛ خود را از ایل افشار می دانند که به همراه قاسملوها از قدیمی ترین طوایف ساکن خبر می باشند و عقیده دارند زودتر از بسیاری از طوایف ترک دیگر وارد خبر شده اند و به نوعی بومی این منطقه محسوب می شوند.

وزیری مولف جغرافیای کرمان به نقل از میرزاحسین وزیری می نویسد « ایلات این بلوک قرااغلانلو و ترک زبانند؛ مرحوم میرزا حسین می گفت این طایفه شعبه ای از قرامانلو که از تراکمه می باشند. در اواخر سلاطین صفویه و نادرشاه خوانین با اسم و رسم در طایفه ی قراغلانلوی خَبر در اقطاع و ارزویه فرمانروا بودند از جمله دوست قلی بیگ و شاه قلی خان که چندین کرّه با حکام لار و سَبعه دادِ مبارزت دادند و در اغلب معارک مظفر شدند به مرور زمان این قبیله ضعیف و نحیف گردیدند. یومنا هذا علی نقی بیگ پسر رضاقلی خان قراغلانلو که سنین عمرش به ستین رسیده در اقطاع و ارزویه اربابی دارد و کدخدای این طایفه است.»

طایفه قراغلانلو از قدرتمندترین طوایف ترک در جنوب و غرب کرمان در زمان سلسله های صفویه؛ افشاریه و زندیه محسوب می شدند. و دارای املاک زیادی در مناطق بافت و ارزوئیه بوده اند.

در دوره قاجاریه و قبل از آن، این طایفه قدرت زیادی داشته و در مناطقی از شهرستان ارزوئیه و دهستان های گوغر و فتح آباد بافت املاک بسیاری داشتند. روستای کوشک برج فتح آباد یکی از مراکز قدرت و ییلاق این طایفه بوده است. روستای کوشک برج که در حدود 15 کیلومتری شمال غرب بافت قرار دارد در گذشته بسیار آباد بوده و مالکیت آن متعلق به طایفه قراغلانلو بوده است. وزیری در جغرافیای کرمان ؛ بخش رساله دهات می نویسد« کوشک برج ملکی طوایف قراقلانلوست که در بهار و تابستان سیاه چادر دارند. قریب دو مزرعه و سی چهل خانه سکنه دارد.» همچنین وزیری در مورد این روستا در جغرافیای کرمان بیان می کند « ... ملک طایفه قرااغلانلو است که ایلی متعلق به بلوک اقطاع است. مزارع حوالی آن متعدد است. طایفه قرااغلانلو در آنجا ییلامیشی می نمایند. قلعه محکمی داشته، خوانین آن طایفه عمارت عالیه در آنجا ساخته، در سنه 1256 ه ق مرحوم علی محمد خان استنباط شرارتی از آن فبیله بکرد، قلعه را بکوفت. کوشک برج و مزارع حوالی آن خاک هشون است. بدهی دیوانش از آن قریه مجزا و جزو مالیات احشامی طایفه قرااغلانلو است.» امروزه از قلعه ی کوشک برج فقط خرابه ای باقی مانده است و از طایفه ی قراغلانلو هم کسی در آن روستا ساکن نیست. و ظاهرا بعد از اصلاحات ارضی املاک باقیمانده خود را به افراد دیگر از جمله طایفه ی صفی قلی اولادی فروخته و مهاجرت کرده اند.

در جغرافیای کرمان ذکر شده که « شاه ماران قلعه ای دارد، ملک طایفه قرااغلانلو می باشد.»

در دوره ی زندیه شاهرخ خان پسر اسماعیل خان از نبایر ولی خان افشار در سال 1160 هجری قمری به حکومت کرمان منصوب شد. خواهرزاده ی شاهرخ خان، شاهین آقا پسر حاجی منصور بیگ، مباشر اقطاع و گوشک بود و شاه قلی خان قراغلانلو عامل و رئیس ارزوئیه بود. و در همین زمان بود که نصیرخان لاری اول حاکم لار و سبعه به دستور کریم خان زند به قصد تصرف کرمان حرکت و ابتدا وارد ارزوئیه شاه قلی خان قراغلانلو موضوع را به اطلاع شاهین آقا رسانید. « شاه قلی خان قرااغلانلو که از جانب شاهرخ خان عامل و رئیس ارزوئیه بود، معجلا سواری به بافت نزد شاهین آقا پسر حاجی منصوربیگ خواهرزاده شاهرخ خان که ضابط و مباشر بلوک اقطاع و کوشک بود فرستادو از آمدن سپاه لار خبر داد». پس از اطلاع از حمله نصیرخان شاهرخ خان حکم به مدارا با سپاه زندیه داد. نصیرخان از ارزوئیه عازم اقطاع شد. وی و سپاهیانش در دشتاب و اقطاع توسط شاهین آقا پذیرایی شده و سپس به بردسیر رفتند. در نهایت نصیرخان لاری شکست خورده و به سوی فارس متواری شد.

در جنگ سپاهیان سید ابوالحسن خان حاکم کرمان با اعظم خان افغان، که بعد از مرگ کریم خان (سال 1193 ه. ق. ) و در دوران سلطنت ابوالفتح خان اتفاق افتاد و منجر به شکست اعظم خان گردید؛ از جمله بزرگان سپاه کرمان علی قلی خان قراغلانلو و یوسف خان افشار قاسملو بوده است.

در سال 1207 ه. ق. ( 1171 شمسی) که باباخان (بعداً فتحعلی شاه) از سیرجان به سمت بافت می آید، جمعی از بزرگان بافت از جمله میرزا حسین پسر آقاعلی، همراه با آخوند ملا محمد صالح بافتی، علی قلی خان قراغلانلو، حیدر خان هشونی و امیر باقر گوغری تا تزرج به استقبال او رفتند.

با قدرت گرفتن ایل افشار بعد از دوره ی زندیه قدرت طایفه ی قراغلانلو رو به افول گذاشت.

در دوره ی قاجاریه، بافت به صورت ملوک الطوایفی اداره می شده و هر ناحیه ای برای خود کدخدا یا کلانتری داشته است. از جمله در زمان ناصرالدین شاه، علی نقی بیگ پسر رضاقلی خان قراغلانلو، که در اقطاع و ارزوئیه اربابی داشته، کدخدا ی خَبر و رئیس طایفه ی قراغلانلو بوده است. وی در سلطان آباد ارزوئیه عمارتی بنا کرده و مدتی در آن سکونت داشته است. فرزندش محمدتقی بیگ نیز از بزرگان طایفه در دوره قاجاریه محسوب می شده است. در دوره پهلوی زین العابدین خان ملکشاهی بزرگ طایفه قراغلانلو بوده که در آب باد ساکن بوده است.

طایفه فارسیمدان در خبر بافت

طایفه ی فارسیمدان

طایفه ی فارسی مدان یا فارسی میدان یا ایمور که یکی از طوایف اصلی ایل بزرگ قشقایی در فارس به حساب می آیند، در استان کرمان و شهرستان بافت، زیر مجموعه ایل افشار سرشماری و شناخته می شوند. ترکانی که هسته اولیه طایفه فارسیمیدان را تشکیل می دهند خود را ترکان ایموری می دانند که از روم یا ترکیه امروزی به جنوب ایران مهاجرت کرده اند. گرچه برخی از فارسیمدان ها معتقدند که اصل آنها از طایفه ی خلج است و قبل از نقل مکان به جنوب ایران، در منطقه خلجستان (منطقه ای در جنوب غربی تهران) اقامت داشته اند. آنها معتقدند قبل از رسیدن به فارس، مدّتی نیز در منطقه کهگیلویه مقیم بوده اند. زبان طایفه فارسی مدان های فارس « ترکی قشقایی» است هر چند بُنکو های لر و بختیاری نیز در قلمرو این طایفه وجود دارند که زبان خود را حفظ نموده اند. طایفه ی فارسی‌میدان که امروزه از طایفه‌های قشقایی به ‌شمار می‌آید، پیش از قشقایی‌ها در منطقه فارس اقامت داشته‌اند و دراسناد مختلف به دفعات از آن‌ ها نام برده شده‌است. درتاریخ آمده‌است، که آنها در کوچ بزرگ به فلات ایران آمده‌اند و از ساکنان قدیمی ایران هستند. بر اساس اسناد تاریخی، ابوالقاسم بیگ رهبر این ایل و جمعی از یارانش در ماه اکتبر ۱۵۹۰ (ذی الحجه ۹۹۸ قمری) به دلیل همراهی با یعقوب خان ذوالقدر (حاکم فارس) در مخالفت با شاه عباس مورد غضب دولت قرار گرفته‌اند، بنابراین در اواخر قرن شانزدهم میلادی، این طایفه در فارس حضور داشته‌است. (ابراهیم فارسیمدان)

در برهه ای از زمان که تاریخ آن به درستی مشخص نیست، جمعی از فارسیمدان ها به استان کرمان کوچانده شده اند که عمدتاً در شهرستان بافت و از گذشته در منطقه ی خَبر به خصوص روستاهای دیخوئیه، آب باد سیوندی، آب باد پدری و جاروب ساکن هستند. و دارای فامیل های بیگلری، بیگلری پور، عباسی و عباسی نژاد هستند.

بنا به نوشته ی فارسیمیدان در کتاب ایمور در گذر زمان، نگاهی به تاریخ سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی طایفه فارسیمدان (1393) چنانچه از اسناد تاریخی و سنگ قبور طایفه ی فارسیمدان پیداست، تا اواخر دوران قاجار برای طایفه ی فارسیمدان عنوان « طایفه ایمور» به کار می رفته است. ایمور نام یکی از فرزندان اغوزخان نیای ترک ها است. اما در دوره ای کوتاه سنگ قبور از ایمور به فارسیمدان تغییر یافته است. درباره واژه فارسیمدان روایات و حکایات بسیاری نقل شده است که بعضی از آنها به واقعیت نزدیک تراست و بعضی دیگر نیز با احساسات و افسانه درآمیخته است. نویسندگان و مردم فارسیمدان برای واژه فارسیمدان معانی مختلف بیان نموده اند. که به شرح و توضیح این معانی می پردازیم.

1- فارسی مدان (fɑrsi madan) به معنی کسی که فارسی نمی داند، با توجه به تلفظ کلمه فارسی مدان این اولین معنایی است که به نظر می آید، اما مواردی که این معنی را دچار تردید می کند زیاد است از جمله، قدمت و ساختار طایفه فارسیمدان است، چرا که بر اساس بعضی اسناد آنها قدیمی ترین طایفه قشقایی هستند که در فارس حضور دارند و نیز بسیاری از متون قدیمی مانند اسناد معامله و سنگ قبور قدیمی این طایفه همه به زبان فارسی است. علاوه بر این در بین این طایفه از قدیم الایام می توان تیره های با منشا غیر ترکی مانند فارس، لر، کرد و عرب یافت.

2-فارسی میدان(fɑrsi midan) به معنی کسانی که فارسی می دانند. این معنی بر اساس این برداشت است که چون این طایفه زودتر به فارس آمده بودند ونسبت به سایر قشقایی ها فارسی را خوب می صحبت می کردند، به آنها فارسی میدان می گفتند.

3-فارسی میْدان (fɑrsi meydan) به معنی کسانی که منطقه فارس محل زندگی آنها است. این معنی هم نمی تواند دور از انتظار باشد، چرا که بر اساس بعضی روایات فارسیمدان ها از قرن هشتم در منطقه فارس حضور دارند.

4-فارِس میدان(fɑrese meydan) به معنی کسانی که سواران میدان هستند. این معنا در کتاب ایمور در گذر زمان ابراهیم فارسیمدان بیان شده است وی می گوید فارسیمدان ها معتقدند که پدران آنها یکه تاز میدان سوارکاری و اسب تازی بودند و از این جهت به آنان فارس میدان یا سوار کاران میدان می گفته اند.

5- فارس آمدان(fɑrs ɑmadan) به معنی کسانی که فارس آمده اند این معنا طرفدارن کمی دارد ولی به هر حال بی ربط نیست.

6- فارس مادان (fɑrs madan) به معنی فارس های مادی (یکی از اولین حکومت های قدیمی فلات ایران)، این واژه که اخیراً بیان شده است بسیار بعید می نماید.

این طایفه در سال ۱۳۳۵ دارای ۲۳ تیره و ۱۳۵۰۰ نفر جمعیت بوده است. بنا به نوشته ابراهیم فارسیمیدان (1393) امروزه فارسی‌میدان ها در شهرستان های بافت، اقلید، داراب، شیراز، فیروزآباد، کازرون، فراشبند، آریاشهر سمیرم، دشتستان، دشتی و تهران زندگی می‌کنند. این طایفه در استان فارس دارای ۲۶ تیره به شرح ذیل است: عمله، لک، اولاد، شیبانلو ، کرانلو ، دارُوغا ، قاسملو، قلدر، ماچانلو، توللی، زرگر، موصلی ، گورجایی، کلبعلی، ظهراب لو، شبانکاره، قره میرشاملو ، بهلول لو، توابع، دوغانلو، تیره مرکزی، یاندرانلو، مورول، عرب گاومیشی، بوگر

در مورد ایل قشقایی که بزرگترین ایل استان فارس و از مهمترین ایلات کشور است، حسینی فسایی در فارسنامه ناصری نوشته است که « چون ایل خَلَج از اراضی ممالک روم به خاک عراق آمدند، گروهی از آن ها فرار کرده در مملکت فارس توقف نمودند و مردان خلج این گروه را (قاچ قایی ) گفتند، یعنی گریخته و بعد از تغییرات لفظی (قشقایی) شد.» از شش طایفه بزرگ تشکیل شده که هر طایفه خود از تیره های مختلف تشکیل گردیده است. اسامی طوایف ایل قشقایی عبارتند از دره شوری با 52 تیره، عمله با 46 تیره، کشکولی بزرگ با 46 تیره، فارسیمدان با 24 تیره، شش بلوکی با 20 تیره و کشکولی کوچک با 14 تیره . از طوایف و تیره های ایل قشقایی که همنام آن ها در کرمان وجود دارد می توان به فارسیمدان؛ جامه بزرگی؛ قوجه بیگلو؛ خَلَج و افشار کرمانی اشاره کرد. ییلاق طایفه فارسیمدان در کرمان روستاهای جهارکشت، هارموئیه، ده ساجر و بره کلنگ دهستان گوغر و قشلاق آن ها منطقه آبزلوئیه، چاه کنار دهستان خبر و باغات حاجی آباد بوده است. از تیره های طایفه فارسیمدان شهرستان بافت؛ می توان تیره علی اولادی؛ بیگلری؛ ابوالحسن اولادی؛ حسین اولادی؛ عین نژاد؛ تقی اولادی؛ اسداولادی و عبدالله اولادی را نام برد. از بزرگان این طایفه در دهه های اخیر می توان طهماسب خان؛ محمدحسین خان؛ اسفندیارخان؛ هدایت عباسی را نام برد. نام خانوادگی افراد این طایفه در گوغر بیشتر علیرضایی است. همچنین پورمراد در کتاب تاریخ فرهنگ و زبان ترکان کرمان(1400) می نویسد که «امروزه در حدود 30 درصد از جمعیت صوغان ترک زبان بوده و از چهار طایفه فارسیمدان؛ یارقره؛ زنگنه و صفی قلی اولادی تشکیل شده است.» لذا تعدادی از خانوارهای طایفه فارسیمدان در گذشته به این منطقه مهاجرت و در روستاهای سرخان، امیرآباد و حیدرآباد و ... بخش صوغان ارزوئیه ساکن شده اند. ییلاق فارسیمدان های صوغان در گذشته ماهانوئیه دشتاب بوده است. نام خانوادگی فارسیمدان های صوغان اغلب رفیع زاده افشار است.